در گذرگاه زمان...
خبر آمدنت، میرود باغ به باغ، میرود شهر به شهر، مردمان یمن و مصر وتونس، مردمان لیبی، مردمان بحرین،سوریه، همه عالم به تمنای تو بر خاسته اند، لحظه ی آمدنت نزدیک است. شور و حالی بر پاست

حتما براتون پیش اومده برای اینکه بخواین چیزی رو بهتر ببینید خیلی به چشماتون نزدیکش میکنید.

ولی اگه این فاصله خیلی نزدیک باشه دیگه اصلا اونو نمی بینید.

این حکایت "من"و نزدیکی "خدا" بهمه...

ارسال در تاريخ پنج شنبه 16 تير 1390برچسب:خدا,و نحن اقرب الیه من حبل الورید, توسط آوای خسته ( هانیه )

 

نجف

آهسته قدم به حرم مولا علی (ع) میذاری... انگار بعد مدت ها دوری، پا گذاشتی خونه ی خودت، تو آغوش امن پدر...

انقدر غرق آرامشی که اصلا گذر زمانو حس نمی کنی. اصلا انگار دنیا وایساده و یه دستی تو رو تو آغوشش گرفته و نمیذاره هیچ گزندی بهت برسه.

نگاه به ضریح میندازی ، شکوه و عظمت و جلالش مال پدر همه ی اماماس. بزرگیشو با تموم وجود حس میکنی. اصلا نمیدونی چی بخوای چی دعا کنی چی بخونی. حتی اگر اشکی هم ریخته میشه از آرامشه. بابا اصلا خودِ بهشته. کعبه با اون همه عظمتش این آرامشو نداشت. انقدر تو آرامش فرو میری که حتی صدای زائرای دیگه رو هم نمیشنوی. مثل خواب شیرین یه نوزاد.

انگار که چرخ زمون تو بهترین جا وایساده...

 

به ادامه ی مطلب مراجعه کنید



ادامه مطلب...
ارسال در تاريخ پنج شنبه 16 تير 1390برچسب:خدا, اهل بیت , اعیاد شعبانیه, توسط آوای خسته ( هانیه )

 

 

گفتم: چقدر احساس تنهایی میکنم
گفتی: فانی قریب
.::من که نزدیکم (بقره۱۸۶)::.
گفتم: ای کاش همیشه برای درد و دل کنارم بودی
گفتی: أقرب الیه من حبل الورید
.::از رگ گردن به تو نزدیکترم (ق/۱۶)::.
گفتم: تو همیشه نزدیکی؛ من دورم… کاش می شد من بهت نزدیک شم
گفتی: و اذکر ربک فی نفسک تضرعا و خیفة و دون الجهر من القول بالغدو و الأصال
.::هر صبح و عصر، پروردگارت رو پیش خودت، با خوف و تضرع، و با صدای آهسته یاد کن (اعراف/۲۰۵)::.



گفتم: این هم توفیق میخواهد!
گفتی: ألا تحبون ان یغفرالله لکم
.::دوست ندارید خدا ببخشدتون؟! (نور/۲۲)::.
گفتم: معلومه که دوست دارم منو ببخشی
گفتی: و استغفروا ربکم ثم توبوا الیه
.::پس از خدا بخواید ببخشدتون و بعد توبه کنید (هود/۹۰)::.
گفتم: با این همه گناه… آخه چیکار میتونم بکنم؟
گفتی: الم یعلموا ان الله هو یقبل التوبة عن عباده
.::مگه نمی دونید خداست که توبه رو از بندههاش قبول میکنه؟! (توبه/۱۰۴)::.
گفتم: دیگه روی توبه ندارم
گفتی: الله العزیز العلیم غافر الذنب و قابل التوب
.::خدا عزیزه و دانا، او آمرزنده ی گناه هست و پذیرنده ی توبه (غافر/۲-۳)::.
گفتم: با این همه گناه، برای کدوم گناهم توبه کنم؟
گفتی: ان الله یغفر الذنوب جمیعا
.::خدا همه ی گناه ها رو میبخشه (زمر/۵۳)::.
گفتم: یعنی بازم بیام؟ بازم منو میبخشی؟
گفتی: و من یغفر الذنوب الا الله
.::به جز خدا کیه که گناهان رو ببخشه؟ (آل عمران/۱۳۵)::.
گفتم: نمی دونم چرا همیشه در مقابل این کلامت کم میارم! آتیشم میزنه؛ عاشق میشم! … توبه میکنم
گفتی: ان الله یحب التوابین و یحب المتطهرین
.::خدا هم توبه کننده ها و هم اونایی که پاک هستند رو دوست داره (بقره/۲۲۲)::.
ناخواسته گفتم: الهی و ربی من لی غیرک(خدایا غیر از تو کسی رو ندارم)
گفتی: الیس الله بکاف عبده
.::خدا برای بندهاش کافی نیست؟ (زمر/۳۶)::.
گفتم: در برابر این همه مهربونیت چیکار میتونم بکنم؟
گفتی: یا ایها الذین آمنوا اذکروا الله ذکرا کثیرا و سبحوه بکرة و اصیلا هو الذی یصلی علیکم و ملائکته لیخرجکم من الظلمت الی النور و کان بالمؤمنین رحیما
.::ای مؤمنین! خدا رو زیاد یاد کنید و صبح و شب تسبیحش کنید. او کسی هست که خودش و فرشته هاش بر شما درود و رحمت میفرستن تا شما رو از تاریکیها به سوی روشنایی بیرون بیارن. خدا نسبت به مؤمنین مهربونه (احزاب/۴۱-۴۳)

ارسال در تاريخ شنبه 11 تير 1390برچسب:خدا, مناجات, نیایش, آیه های قرآنی, توسط آوای خسته ( هانیه )

 

گروه اينترنتي درهم | www.darhami.com (720×486)

با خدا راز و نیاز میکنم
آخر سر، یک سجاده خیس به جا می ماند و یک دل خالی از درد و دلتنگی....
خدایا
برای آنكه نزد تو آیم در جستجوی شفیعی بودم، واسطه ای می جستم تا مرا به حضورت بپذیری، میانجی طلب می كردم تا مرا از درت نرانی.
و خدایا، مهربان تر از تو نیافتم.
...
********
کوله بارت بر بند
شاید این چند سحر فرصت آخر باشد
که به مقصد برسیم
بشناسیم خدا و بفهمیم که یک عمر چه غافل بودیم...
میشود آسان رفت
میشود کاری کرد
که رضا باشد او....

ارسال در تاريخ جمعه 10 تير 1390برچسب:خدا, رازو نیاز با خدا, نیایش, توسط آوای خسته ( هانیه )

 

سلام. شهادت امام خوبمون؛ موسی الکاظم رو به همه تسلیت میگم.

شهادت پدر ولی نعمتون امام رضا (ع) است.

این روزا ، نه کلا تو همه ی روزا امام زمانمون از همه غریب تره. نمیدونم من که ادعای شیعه بودن دارم کلی باعث شکستن قلب آقا شدم. اصلا انگار یادمون رفته آقا شما هم هستی. یادمون رفته دعای شماست که ما رو نگه داشته وگرنه تو عذاب گناهامون غرق شده بودیم. دعا کن برام آقاجون، دعا کن نهایتش تا ماه رمضون آدم بشم. انگار هرچی میگذره بیشتر تو غفلت خودم فرو میرم. سفر مکه و کربلا و سوریه و البته از همه واجبتر مشهد، از خدا بخواه قسمتمون کنه، نذار عطر مدینه از یادم بره. صفای کعبه از دلم بره. اون غربت سامرا و شکوه کاظمین. کاش الان تو روز شهادت آقا تو کاظمین بودیم. تو حرمش دورضریح 2 امام طواف میکردیم و میگفتیم آقا جون ، ما رو فدای یوسفتون کنید. دعا کنید هنگام ظهور منکر ولایت عزیز زهرا (س) نشیم.

 

اللهم صل علی محمد و آل محمد وعجل فرجهم

ارسال در تاريخ سه شنبه 7 تير 1390برچسب:خدا, امام موسی کاظم(ع), یوسف زهرا (س), توسط آوای خسته ( هانیه )

 

سلام.

میلاد حضرت علی (ع) نبودم تا تبریک بگم.

برای همه آرزوی شادترین لحظه ها رو دارم.

در ادامه ی مطلب سخنان زیبایی از پدر بزرگوارمون: " مولا علی (ع) " آورده شده که خوندنش خالی از لطف نیست.

شاد باشید.

اللهم صل علی محمد وآل محمد  وعجل فرجهم.



ادامه مطلب...
ارسال در تاريخ سه شنبه 31 خرداد 1390برچسب:خدا, شخنان حضرت علی (ع), میلاد حضرت علی (ع), روز پدر, توسط آوای خسته ( هانیه )

صفحه قبل 1 صفحه بعد